
بهدلیل بیمسئولیتی پدرش، نوجوانی به نام یونگجه بیشتر دوران کودکیاش را در خانه گروهیای به نام «خانه ایساک» گذرانده است. بعد از سالها زندگی در آن مرکز، حالا کمکم به سنی رسیده که باید آنجا را ترک کند. او که میداند هرگز نمیتواند نزد پدرش برگردد، به مدیر مرکز دروغ میگوید که قصد دارد کشیش شود و زندگیاش را وقف خدا کند تا بتواند همچنان در آنجا بماند…
جهت دانلود و تماشای این عنوان، وارد شوید